سلام به همگی
خوش اومدین به سرزمین عشق مینا
امروز تولد عشقمه
ببخشین اگه کیکش واقعی نیس اما شیرینسش از کیک واقعی کمتر نیس
این جشن تولد با تموم جشن تولدایی که دیدین آخه فرق داره
امروز میخوام اینجارو بترکونم
از عشق دوس داشتن همین بیادهم بودناس که می مونه
برای من عشق زیبا ترین حس دنیاست
دیوونه عشقمم عاشق اون عاشق خالقش و عاشق تمام دنیا عشقم
گل مینــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــای من زادروزت شیرین ، پرعشق و نورآفرین باد.
قهقهه هایی آسمانی و آرامش زلال زندگی را برایت آرزو دارم
برچسب: نویسنده: 00:00:48 تاريخ: جمعه 5 آبان 1391 ساعت: 19:43
تولد تولد تولدت مبارک
مبارک مبارک تولدت مبارک 
بیا بندازیم امشب یه عکس یادگاری
همین شب که شکفتی مثل گل بهاری
اشک شادی شمع و نگاه کن 

که واست میچکه چیکه چیکه
کام همه رو بیا شیرین کن بیا کیک و ببر تیکه تیکه
همه جمع شده اند دور تو امشب
گل بوسه میدن که بچینی
در جشن تولدت عزیزم همه انگشترن، تو نگینی 


نگاه کن هدیه ها رو 

نگاه بادکنکها رو
همه رقصه و رنگی 

عجب شب قشنگی
تولد تولد تولدت مبارک
مبارک مبارک تولدت مبارک

برچسب: نویسنده: 00:00:48 تاريخ: جمعه 5 آبان 1391 ساعت: 19:43
من عاشق این قسمتشم به بهههههههههههههههههههههههههههههههههههههه
برچسب: نویسنده: 00:00:48 تاريخ: جمعه 5 آبان 1391 ساعت: 19:43

چه لطیف است حس آغازی دوباره،
و چه زیباست رسیدن دوباره به روز زیبای آغاز تنفس...
و چه اندازه عجیب است ، روز ابتدای بودن!
و چه اندازه شیرین است امروز...
روز میلاد...
روز تو!
روزی که تو آغاز شدی!
تولد مبارک عشقم
برچسب: نویسنده: 00:00:48 تاريخ: جمعه 5 آبان 1391 ساعت: 19:43

میلاد تو شیرین ترین بهانه ایست که می توان با آن به رنجهای زندگی هم دل بست و در میان این روزهای شتابزده عاشقانه تر زیست. میلادتو معراج دستهای من است وقتی که عاشقانه تولدت را شکر می گویم
برچسب: نویسنده: 00:00:48 تاريخ: جمعه 5 آبان 1391 ساعت: 19:43

الفبا برای سخن گفتن نیست / برای نوشتن نام توست اعداد
پیش از تولد تو به صف ایستاده اند
تا راز زاد روز تو را بدانند
برچسب: نویسنده: 00:00:48 تاريخ: جمعه 5 آبان 1391 ساعت: 19:43

جشن میلادت را به پرواز می روم
دراین خانگی ترین آسمانِ بی انتها
آسمانی که نه برای من
نه برای تو
که تنها برای “ما” آبیست . . .
برچسب: نویسنده: 00:00:48 تاريخ: جمعه 5 آبان 1391 ساعت: 19:43
وجود زیبایت وارد به دنیا میشود / هدیه سالروزش این آوا میشود
عاشقی چون من بی پروا میشود / در شعر تولد غرق رویا میشود
اینگونه سالی دگر ازعمر تو آغاز میشود
برچسب: نویسنده: 00:00:48 تاريخ: جمعه 5 آبان 1391 ساعت: 19:43

جان تولد تو تولد من است ، من تمام طول سال بیدار مانده ام
که مبادا روز تولد تو تمام شود ، و من در خواب بمانم
و نتوانم به تو بگویم ، تولدمان مبارک
برچسب: نویسنده: 00:00:48 تاريخ: جمعه 5 آبان 1391 ساعت: 19:43

برچسب: نویسنده: 00:00:48 تاريخ: جمعه 5 آبان 1391 ساعت: 19:43

برچسب: نویسنده: 00:00:48 تاريخ: جمعه 5 آبان 1391 ساعت: 19:43

امشب چه ناز دانه گلی در چمن رسید
گویی بساط عیش مداوم به من رسید
نور ستاره ای در شب تولدت
انگار که فرشته ای از ازل رسید
فرشته ی من تولدت مبارک
برچسب: نویسنده: 00:00:48 تاريخ: جمعه 5 آبان 1391 ساعت: 19:43
صدای یک پرواز
فرود یک فرشته
آغاز یک معراج
و شروع یک زندگی
برچسب: نویسنده: 00:00:48 تاريخ: جمعه 5 آبان 1391 ساعت: 19:43

برچسب: نویسنده: 00:00:48 تاريخ: جمعه 5 آبان 1391 ساعت: 19:43

برچسب: نویسنده: 00:00:48 تاريخ: جمعه 5 آبان 1391 ساعت: 19:43

راز آن چشم سیه گوشه ی چشمی دگرم کن
بی خودتر از اینم کن و از خود به درم کن
یک جرعه چشاندی به من از عشقت و مستم
یک جرعه ی دیگر بچشان، مست ترم کن
شوق سفرم هست در اقصای وجودت
لب تر کن و یک بوسه جواز سفرم کن
دارم سر پرواز در آفاق تو، ای یار
یاری کن و آن وسوسه را بال و پرم کن
عاری ز هنر نیستم اما تو عبوری
از صافی عشقم ده و عین هنرم کن
صد دانه به دل دارم و یک گل به سرم نیست
باران من خاک شو و بارورم کن
افیون زده ی رنجم و تلخ است مذاقم
با بوسه ای از آن لب شیرین شکرم کن
پرهیز به دور افکن و سد بشکن و آن گاه
تا لذت آغوش بدانی، خبرم کن
شرح من و او را ببر از خاطر و در بر
بفشارم و در واژه ی تو، مختصرم کن
برچسب: نویسنده: 00:00:48 تاريخ: جمعه 5 آبان 1391 ساعت: 19:43

مهربان ای فرشته قشنگ آسمان از کدام قصه آمدی که لای لای عاشقانه ات هنوز
مرا به خواب سرزمین دور می برد دستهای گرم تو مرا به شهر شادی و سرور میبرد
به سوی نور می برد مهربان قصه گو از کدام قصه آمدی بگو
که پیش از این چشمهای من میزبان قطره های سرد اشک بود قطره قطره شعرهای آه و غصه می سرود پیش از این چه دور بود آسمان به چشمهای من
این ستاره ها به دستهای من آشنای من نگاه کن دلم با دلت چگونه خو گرفت
این تن غریب و بی پناه من چگونه عاشقانه از تن تو رنگ و بو گرفت
مهربان ای پرنده قشنگ آرزو از کدام قصه آمدی بگو باز هم برای من شعرهای عاشقانه را بخوان مهربان باز هم کنار من بمان .
برچسب: نویسنده: 00:00:48 تاريخ: جمعه 5 آبان 1391 ساعت: 19:43

اشکی ازشاخه فرو ریخت
مرغ شب ناله ی تلخی زد و بگریخت!
اشک در چشم تو لرزید
ماه بر عشق تو خندید،
یادم آید که از تو جوابی نشنیدم
پای در دامن اندوه کشیدم
نگسستم ، نرمیدم
رفت در ظلمت غم، آن شب و شب های دگر هم
نه گرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم
نه کنی دیگر از آن کوچه گذر هم!
بی تو اما به چه حالی من از آن کوچه گذشتم!
فریدون مشــــــیری
برچسب: نویسنده: 00:00:48 تاريخ: جمعه 5 آبان 1391 ساعت: 19:43